ميرزا محمد حيدر دوغلات
692
تاريخ رشيدى ( فارسي )
( 338 ر ) در قلعه اندركول 1048 گذاشته به مقابله و مقاتله به جمعيت كه عين به تفريق بود متوجه شديم . قطعه : قصه كوته همى كنم كه تو را * بيش ازين موجب ملال بود دشمنى پيش و دشمنى در پس * تو بدانى كه آن چه حال بود القصه « 1 » مدت سه ماه ، جاهاى محكم را تحصين نموده مقابله نموده شد . آخر الامر كاچىچك به حمايت لشكر شيرخان شيرك شده مكابرة از بالا دست جايى كه محكم شده بود گذشته به محلى كه منزل نزول بود رسيد . از اين جانب لشكر كشيد كه صورت ظاهر ايشان به جمعيت مىبايست ، متفرق شدند ، ماند لشكر مغول . از قضاى آن روز گمان هيچكس نبود كه مصاف واقع شود . هركس به طرفى به مهمى متفرق شده بودند . قريب دويت و پنجاه كس حاضر شدند . قليلى از مردم كشمير نيز به مغول ملحق گشتند . مجموع قريب سيصد كس در مقابله پنجهزار سوار و دو فيل و پيادههاى ايشان كه از سوار بيشتر بودند از عقب درآمدند و با تالان و تاراج بنه و پرتال مشغول شدند . شرح خصوصيات اين جنگ و صعوبت آن به حدى است كه از انديشهء آنكه مطالعان را مظنه تكلف و قصه آرايى شود فلاجرم از تفصيل اجتناب نموده بر مجمل اكتفا كرده مىشود . بالجمله نماز پيشين ، دوشنبه هشتم ربيع الثانى سنه ثمان و اربعين و تسعمايه ، 1049 سوره أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ 1050 مصداق حال مخالفان شده ، منادى الهامات ربانى ، آيت نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ 1051 را در گوش جان مايان 1052 فرو خواند . حضرت فتاح - جلّ جلاله - « 2 » از سيصد نفر لشكر ، پنجهزار سوار و چند هزار پياده را ( 338 پ ) هزيمت داد . كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ 1053 صدق اللّه العظيم و صدق رسوله الكريم . نظم : سعادت به بخشايش داور است * نه در چنگ و بازوى زور آور است
--> ( 1 ) . نگ : - قطعه قصه كوته . . . القصه . ( 2 ) . نگ : - سوره . . . جلّ جلاله .